تا بچه بودم هیچ وقت بغلم نکرد هیچوقت دستمو نگرفت هر وقت بش میگفتی دستمونو بگیر میگفت بدم میاد دست کسیو بگیرم هیچوقت نمیزاشت بوسش کنیم یا اون مترو بوس کنه همش میگفت بدم میاد بقیه مادرا رو میدیدم چجوری قربون صدقه بچه هاشون میرفتن اما دریغ از یه کلمه که از دهن مادرم خارج بشه مادرم اصلا پشت بچه هاش نیست هر وقت مشکلی برامون پیش بیاد بیایم براش تعریف کنیم اولین چیزی که میگه حقو میده به طرف مقابل یا خیلی وقتا اصلا به حرفات اهمیت نمیده هر وقت اسم پولی چیزی بیاری جلوش میگه برو شوهر کن من ندارم بت بدم من خودم حقوق دارم شما برید سر کار شما پول لازم دارید من حقوقمو دارم لازم نیست برم سر کار حالا حقوقش چیه مستمری که بابام میگیره همیشه هم از ما نظار داره با حقوق ناچیز که از فروشندگی در میاریم براش چیزی بگیریم یا پس انداز کنیم مادرم تو خانواده ای بزرگ شده که مادرش همیشه هوای بچه هاشو داشته قربون صدقشون و همیشه من به این حسرت خوردم ولی مادر من بویی از احساس نبرده و به جز اینا رفتارای خیلی بدی داره که جا نمیشه بگم 🙂