نمیدونم چمه انگاری دوس دارم از همه دور شم اگ کسی باهام حرف میزنه دلم میخاد خفش کنم بگم بسه تمومش کن بی حوصلم دلم نمیخاد کسی باشه دلمم نمیخاد تنها باشم اگ یکی بیاد پیشم حس میکنم نفسم داره میگیره
از همه انگاری تنفر دارم چیزی شادم نمیکنه.
و همیشه خستم
شماها اینجوری شدین آخه یهویی ابنجوری شدن!!؟