سلام من و خاستگارم همو خیلی دوست داشتیم بینهایت دوسم داشت تا اومدن خاستگاری ما تهران بودیم اونا شهرستان مادرش گفت بهش مخالفم بدون دلیل و پسرش گفت من جلو همه وایمیسم هر جور شده میرسم بهت بعد سه روز رفتاراش بد بود و گفت من ادم بدیم چون اول گفته بود مذهبیه و تا حالا رابطه ای نداشته تموم کرد رابطه رو و گفت رابطه های ناجور داشته و داره و هنوزم میخواد به این کارا ادامه بده و گفت شکر کن جای ناراحتی اگر میخوای دور از خانواده ها نفهمن توام دوستم بمون منم گفتم نه حالم خوب نیس به نظرتون چی میشه