بچها من رفتم خونه مامان بزرگم شهرستان همه آنفولانزای شدید داشتن دختر خالم نداشت که اونم بعد دو روز علائمو داشت و تب و بدن اصلا نمیتونست پا شه منم وارد اتاقش که شدم جلو صورتمو با شال پوشوندم فرداش آنفولانزاش شدید شد حالا سر این ناراحت شد ازم به همه گفت از کارم ناراحته و قهر کرد آخه نمیخواستم مریض شم جلو دهنمو گرفتم به نظرتون بی منطق نیست رفتارش؟ یا کار من اشتباه بود؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
بعد هم کلا کسی که مریضه باید رعایت کنه نه سالم ها، حداقل ماسیکی چیزی میزد.
و البته شما هم تا مریضن فاصله بگیرید ازشون
ازونجایی که درمورد هر موضوعی نظر نمیدم ؛ پس اگه نظرمو یه جا گفتم که مخالفش بودی لطفا ریپلای نکن نمیخوام متقاعدم کنی،چون نظرم طبق تجربه خودمه😊••••••• امروز دوم شهریور۱۴۰۲با خودم عهد میبیندم که بجز راهنمایی و مشاوره در حد درک و فهم خودم از موضوع بحث؛ در هیچ تاپیکی پست نگذارم و البته بجز موارد فان ؛؛ و هیچوقت در تاپیک های تعریف از خانواده اعم از پدر،مادر،خواهر،برادر،همسر و فرزند شرکت نکنم ،چون هروقت شرکت کردم بعدش کلی انرژی منفی روانه زندگی خودم و اون افراد شد!!! •••••••••روابط دوستانه یا عاشقانه تو باید عامل کاهش استرست باشن نه بیشتر شدنش،باید منبعی برای آروم شدن تو، پیشرفت خوشحالی و آسون تر شدن مسیر زندگیت باشن، اونا باید باشن تا از زندگیت لذت بیشتری ببری و حالت خوب باشه کنارشون نه برعکسش،زندگی خودش به اندازه کافی سخت هست•••••••••
قهر کرد خاله هامم هی گفتن تو چقد رفتارت عوض شده چرا حساسی به کار خودم شک کردم همه تب و لرز افتاده بودن دو هفته نخواستم مریض شم نمیدونم من عجیبم یا اینا عجیبن رفتاراشون