دوستان زن عموم شیرازیه عید واسه تفریح با خونواده داداشش اومدن شهر ما مسافرت (شهرامون دورن از هم) دعوتشون کردیم ، حالا داداشش ی پسر داره که تقریبا همسن منه ، همش فک میکنم ک میخان واسه خاستگاری پا پیش بزارن ، بنظرتون چیکار کنم که اصلا صحبتشو نکنن؟؟خیلی حساسم رو این قضیه دوس ندارم کسی خاستگاری منو از خونوادم کنه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
ماشالا فعالن خانوادگی اهااااا ببین وقتی عکس نشون میداد و هی راجبش حرف میزدن و الانم ا ...
هنوز دو روز از رفتنشون گذشته فوری ک علنی نمیکنن همون موقع هم ک برگشتن سریع شروع کردن پیام دادن عکس بفرست فلان ، قبل از اینکه ببینمشون دختر عموم همش میگفت الان ببینتت سریع واسه پسرشون لقمه میگیرنت فک کردم شوخی میکنه نگو ک با اخلاقشون اشناس
بنظر خودم فعلا زمان درستی نیست در اینده بهش فکر میکنم
کار خوبی میکنی ولی تجربه ی شخصی خودمو بگم من سنم بیست اینا بود یعنی هفته ای یدونه خاستگار داشتم الان ۲۵ سالمه ازدواج کردم ولی اصلا به ابروهام دست نزدم و موهامم مشکیه مثلا سوار اتوبوس اینا میشدم امکان نداشت یکی ازم شماره نگیره.ولی الان اصلا حتی یه نفر هم پیدا نمیشه بگه مجردی یا متاهل.