2821
2789
عنوان

الله

| مشاهده متن کامل بحث + 798 بازدید | 96 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

مگع میشه تو بی نقص باشی کسی نیاد شاید طرز حرف زدن یاد نداری خلاصه یک ایرادی داری 

اتفاقا از درون پر نقصم 

چون باهام رفیق میشن بعد ولم میکنن 

میدونم خودم نقص دارم نمیدونم چه نقص هایی دارم که درسشون کنم


داداش  من الا یه افسرده م که موادی شدم  خوش بحال نداره

همینکه خودت فهمیدی داری به مشکلی که داری فکر میکنی اولین قدمو برداشتی 

ولی تو همین اولین قدم نمون ی پله برو بالاتر مشکلتو پیداش کن و حلش کن 

قبل اینکه فکر دوست دختر موندنی باشی فکر حل مشکلات اخلاقیو روحیت باش قبل اینکه تو منجلاب رفیق بدو‌مواد غرق بشی

  جسارت نباشه مادرانه بهتون میگم والتماس میکنم که به خودت بیای تا دیرنشده 🙏

درمان مشکلت اینجا نیس اول توسل کن به همون الله ی که شروع حرفات بود بعدم به ی مشاور خوب مراجعه کن کمکت کنه فقط اینو یادت نره که 

گاهی خیلی زود دیر میشود🍃

به عنوان یه خواهر میگم یه مدت از دخترا دور باش و به خودت بیا

مطمئن باش حال بدت و اعتیادت بخاطر روابطی که با دخترا گرفتی و به نتیجه نرسیدی..

به خودت فرصت بده و بگرد ببین کجاها اشتباه کردی تا درستشون نکردی وارد هیچ ارتباطی نشو

با خانواده برو خاستگاری  خیلی سادس شما از اول نباید با کسی دوست شی  قصدتو خدایی کن تا ال ...

خوانواده ندارم تنها زندگی میکنم 

یه خواهر دارم که ازم دوره سه تا داداش یکش انگلیس هست یکش فوت کرد یکش زندان هس

از این به بعدم نمیشه چون هیچ کس حاضر نیست با موادی ازدواج کنه

اصلا کلا دیگه نمیرم سمت کسی  فقط خواستم دلیل رفتن های بی مورد و بدونم 

شما بگید اخلاق بد یا خوب یعنی چی

خوانواده ندارم تنها زندگی میکنم  یه خواهر دارم که ازم دوره سه تا داداش یکش انگلیس هست یکش فوت ...

چی بگم خودت خودتو داری و زندگی خودت همش مسئولیتش گردن خودته 

خودتو با توکل به خدا نجات بده و زندگی خوبی برای خودت بساز 

تلاش کن امروز و فردا هم نکن 

خدای خوبم؛ این شعر بخشی از احساس تازه‌ی من نسبت به تو رو بیان میکنه:  " مرا هزار امید است و هر هزار تویی/شروع شادی و پایان انتظار  تویی  /بهارها که ز عمرم گذشت و بی تو گذشت /چه بود غیر خزان ها اگر بهار تویی/دلم ز هر چه به غیر از تو بود خالی ماند / در این سرا تو بمان ای که  ماندگار تویی/شهاب زودگذر لحظه های بوالهوسی است /ستاره ای که بخندد به شام تار تویی /جهانیان همه گر تشنگان خون من اند/ چه باک زان همه دشمن چو دوست دار تویی /دلم صراحی لبریز آرزومندی است/ مرا  هزار امید است و هر هزار "تویی"شاعر:سیمین بهبهانی

2825
2823
2791
2779
2792