2777
2789
عنوان

بنظورتون برادرم دزدیده؟😔💔

1024 بازدید | 49 پست

شش سال پیش شب بله برون برادرم , مادرم رفت سراغ طلاها تا یه سکه برداره اون شب هدیه بده!


اما دیدیم نیست! دیوونه شدیم!!!!

طلاها حاصل زحمت ۱۵ ساله مادرم بود+ خواهرم که توی مجردی کار کرده بود طلا خریده بود+ طلاهای من+ طلاهای خواهر دیگه م


اون خواهرم که مجرد بود یسال قبل ازدواج کرد ولی طلاهاشو گذاشت پیش مادرم ک مثلا جاش امن تر باشه!


وقتی فهمیدیم طلاها نیست همه شوکه شدن غیر برادرم!

واسه کوچیک ترین چیزی ک گم میشد قشقرق به پا میکرد اما ریلگس بود و اون زمان دویست تومن خودش تو پاکت گذاشت برای اون شب



مادرم شش ساله شبو روزش گریه میکنه و غصه میخوره

میگه من مدیون شما شدم

اما خواهرام و من میگیم خودت سلامت باشی مهم نیست


بچه ها طلاهای مادرم فقط حدود پونزده تا سکه بود

خواهرم کلی گوشواره و گردنبند و ...😔

بعدش وضعش خوب شد ؟ 

کانالم در تلگرام: konkuri_barname💚� گروه رقابتی تلگرام دارم که ۱۵ روز امتحانش رایگانه❤من پزشکی نمیخونم دوست عزیز؛ اگه میای اینو بپرسی نپرس🙂دانشجوی علوم پزشکی ام و پس از دانشجو شدن برای مشاوره و برنامه ریزی آموزش دیدم . الانم دو ساله که دارم برنامه مینویسم تقریبا ♥️😍

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

چون اون زمان برادرم مشکل مالی داشت و گفت بهم بدید طلاهارو پس میدم اما مادرم بهش نداد . وقتی گم شد مادرم میگه اون برداشته .

برادرم خیلی آدم خوبیه تا الان دیگه بحثشو نکردیم!

اما مادرم هر شب که یادش میوفته گریه میکنه

چرا شکایت نکردین و قطعا از طریق طلافروشی پیدا میشد,طلاها فاکتور دارن ,وبرادرتون چیز خاصی خرید اون مدت؟چرا جای امن تر نذاشتیت

  🍃چه سکوتی عالم را فرا می‌گرفتاگر هر کسی به اندازه عملش سخن می‌گفت.👤امام علی (ع)

ما كه نميدونيم نمي تونيم قضاوت كنيم و تهمت بزنيم

ولي حال مادرتون رو درك مي كنم خيلي سخته

ﺗﻪ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﺁﻥ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﺁﺧﺮ .... ﮐﻨﺎﺭ ﺷﯿﺸﻪ ... ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺟﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻧﮑﻪ ﻣﭽﺎﻟﻪ ﺷﻮﯼ ﺩﺭ ﺧﻮﺩﺕ !!! ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﻐﻞ ﮐﻨﯽ ... ﺳﺮﺕ ﺭﺍ ﺑﭽﺴﺒﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺷﯿﺸﻪ ﻭ ﺯﻝ ﺑﺰﻧﯽ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺟﺎﯼ ﺩﻭﺭ ....... ﻭ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ !! ﺑﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﯼ ...! ﺑﻪ ﺩﻟﺨﻮﺭﯼ ﻫﺎﯾﺖ ... ﺑﻪ ﺩﻟﺨﻮﺷﯽ ﻫﺎﯾﺖ ... ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﻫﺴﺘﻨﺪ ... ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮﺍتت ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﺖ ﺧﯿﺲ ﺷﻮﺩ، ﺍﺯﺣﻀﻮﺭ ﭘﺮ ﺭﻧﮓ ؛ ﯾﮏ ﺧﯿﺎﻝ .... ﯾﮏ ﺁﺭﺯﻭ .... ﯾﮏ ﺧﺎﻃﺮﻩ ..... ﯾﮏ ﺩﻭﺳﺖ ... ﻭ ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺮﻭﺩ ﻣﻘﺼﺪﺕ ﮐﺠﺎﺳﺖ !! ؟؟ ﺍﺻﻼ ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺮﻭﺩ ﻣﻘﺼﺪﯼ ﺩﺍﺭﯼ !! ﻭ ﺩﻟﺖ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﮐﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﮤ ﻫﻤﯿﻦ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﮐﻮﭼﮏ ﺷﻮﺩ ... ﺩﻧﺞ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ... ﻭ ﺁﻩ ﺑﮑﺸﯽ ﺍﺯ ﯾﺎﺩﺁﻭﺭﯼِ ﺣﻤﺎﻗﺖ ﻫﺎﻳﺖ ، ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻫﺎﯾﺖ ... ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﯿﺰﺩﯼ ... ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﯿﮑﺮﺩﯼ ... ﺷﯿﺸﻪ ﺑﺨﺎﺭ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺑﻨﻮﯾﺴﯽ : " ﺍﻯ ﻛﺎﺵ "
چرا شکایت نکردین و قطعا از طریق طلافروشی پیدا میشد,طلاها فاکتور دارن ,وبرادرتون چیز خاصی خرید اون مد ...

مادرم ۱۵ سال طلاهارو نگه داشت جاش امن بود


متاسفانه فاکتور ها هم برده شده بود

دزد خونگی فقط میتونه ازجا طلاها خبر داشته باشه ،غریبه چه میدونه

دقیقا غریبه نبوده!

ما میگیم شاید کسی فکر کرده آشغاله توی دلق زده پرتش کرده!

اما مادرم میگه مگه کسی دیوونس وسیله تو کابینتو دربیاره بندازه تو اشغالی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز