دوتا دختر کم سن رفتن رو صندلی مردها نشستن چون طرف اقایون خلوت بود و خانوما شلوع دوتامرده که صندلی جلوتربودن یکیش هی روشو برمیگردوند و نگاه میکرد و تیکه مینداخت دوست این اقا بهش میگفت برنگرد نگاه نکن زن و بچت گناه دارن درجواب دوستش گفت ازکجا میخواد بفهمه.... ولی هرزه ها راه خودشون رو میرفتن و دراخر باهم دوست شدن و ایستگاه باهم پیاده شدن
دوست ندارم !!نه دیگه دوست ندارم!!! دیگه اطمینان به چشمای لوست ندارم *:..。o○ F ○o。..:*عشق من به تو مثل شمردن ستاره هاست شاید فک کنی بی نهایت ولی فقط وقت تلف کردنه ➷➷چشمات برای من مثل ستاره های آسمون میمونه🫠ی دخترم که فن تعصبی نیماره
مردی که سوار اتوبوس میشه چرا باید باهاش رل زد؟اصلا ملاک آدما رو نمیفهمم
هیوووو: میدانم که میبینی میشنوی ؛تااین لحظه که تورا در درونم یافتم چیزی غیر ازمحبت و پناه و محافظت ندیدم ؛مرابارنج هایم تنها نگذار که من محتاجترینم به بودنت به حضورت به اراده ات و به خواسته ات؛من نمیتوانم تصمیم درست بگیرم و شجاعت و جسارت ندارم بین ماندن و رفتن گیر افتاده ام کمکم کن تا ازاین چرخه خارج شوم؛برکت باشد؛دوستت دارم مراببخش سپاسگزارم
دخترا خیلی خفن تیپ زده بودن موها اتوکشیده ناخن کاشته و تزریق زل لب و... همه کار کرده بودن تازه روزه ...
اونی که اینکارارو کرده پول اسنپ نداشته ؟
هیوووو: میدانم که میبینی میشنوی ؛تااین لحظه که تورا در درونم یافتم چیزی غیر ازمحبت و پناه و محافظت ندیدم ؛مرابارنج هایم تنها نگذار که من محتاجترینم به بودنت به حضورت به اراده ات و به خواسته ات؛من نمیتوانم تصمیم درست بگیرم و شجاعت و جسارت ندارم بین ماندن و رفتن گیر افتاده ام کمکم کن تا ازاین چرخه خارج شوم؛برکت باشد؛دوستت دارم مراببخش سپاسگزارم