من خونه مامانم خیلی بیشتر میرم اینم بگم واقعا میخواد ک من بیام چون اهل دعوت هست اما خونه مادرشوهرم نه زیاد این پنج سال شوهرم عادت داشت زنگ میزد به مامانش خودشو دعوت میکرد چون اصلا زور داره براشون بگن بعد من این همه خونه مامانم میرم شوهرم خیلی دیر به دیر میگه بریم خونه مامانش بعد اوناهم اصلا زنگ نمیزنن بگن بیاید. یا چرا نیمدید اینم بگم شوهرم خیلی بهشون رو داده خیلی برام زور داره میدانید چرا چون بیشتر دوست دارن بیان تا من برم خونشون
بعضی وقتا از این مدل رفتارای شوهرم خانواده ش ناراحتم
اینم بگم ک آنقدر خونه مامانم میرم شوهرم نمیگه بگو بیان خونمون ولی اگر کمتر خونه مامانش هم بریم موقع هایی ک خانواده ها بیان خونه مون مخصوصا مامانم باید به اندازه مادرشوهرم بیاد شوهرم اصلا نمیگه دعوت کن یا اگر خودم بخوام دعوت کنم فورا چندوقت بعدش میگه مامان من دعوت کن درحالی ک شاید دوسع ماه یکبار خونشون رفتم
بنظرتون چکار کنم دلم میسوزه پدر مادرم خیلی بهم احترام میزارن شوهرم اینارو میبینه ولی شبیه پدر مادر خودش میبینه خیلی پرو شده