رفتم حموم فردا عیدمهمیه واس ما...اونم با دخترم رف بیرون..میدونس حمووومم هییی زنگ زنگ..مادرش هم درررر میزد(تو یه ساختمونیم)..اصلا نفهمیدم چطوری خودمو شستم اومدم بیرون..
بعد ک اومد بهش گفتم چ خبره هی در هی زنگ..تو که میدونی حمومم..فک کردم چیزی شده یکم بحث کردیم..رف گذاش کف دس مادرش ک این میگه چرا در میزنین😐الانم قهر کرده نمیدونم چیکار کنم دلم نمیخاد فردا قهر باشیم😏
اگه از گرونی لباس بچه گانه خسته شدین از آنلاین شاپ ما دیدن کنید...به قیمت عمده و باور نکردنی https://rubika.ir/arzanishop
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
کلید داره خبر مرگش عادتشه هی زنگ بزنهههه..میگه میخواستم ببینم حمومت تموم شده یانه😐مریضه حتی دقیقه ه ...
🤣🤣🤣 تو هم از لجش یه ساعت دیگه اضافه میکردی به حمومت پس
منم یبار رفتم حموم شوهرم بیرون بود کلید نداشت زنگ زدم گفتم دارم میرم ده دیقه نشد اومد در خونه آیفون رو با ریتم میزد انگار آهنگ میزد با موهای خیس اومدم درو باز کردم میگم چیه میگه بیا لبتاپ رو بزار خونه 😑😑😑
هیچ وقت به آدما نگید"چرا اینقدر میخوابی؟""چرا انقدر جوش میزنی""چرا انقدر چاقی"تا کی میخوای درس بخونی""چرا برای چندرغاز میری سرکار؟""این همه تو خونه میمونی که چی بشه"و.... شایداون بین پریدن از یه ساختمون ۲۰ طبقه ، و بیخیال شدن از کاری که سالهاست براش تلاش کرده ،درس خوندنی که پر از فشار عصبی،فعالیت بدنی که نتیجه رو نمیبینه، بیماری که هر روز باهاش دسته و پنجه نرم میکنه و جنگی که راجع بهش با هیشکی حرف نمیزنه و سعی میکنه پیروز بشه ،.ویه حرف شما ممکنه اون لیوان صبری که با چنگ و دندون نگهش داشته...لبریز بشه. ساعت ۱ بامداد ۹/۲۵ نی نی ام از پیشم رفت🖤😔💔