من چی بگم اینقدرگریه کردم فشارم رفت روی۱۵
خیلی درحق خانواده شوهرخوبی کردم الان که مادروپدرم عمل کردن بجزپدرشوهرم یکیشون زنگ نرده هیچ مسکلیم باهاشون ندارما
هرررچی ازدهنم درومد نثارشون کردم شو۶رم عصبانی شداونم زدم
دیگه رنگمم نمیبینن نمک نشناسا
چ۶ خوبیایی که نکردم
زنگ بزنن نزنن ج نمیدم
حالم بهم میخوره ازتکتک دوروی ترسوشون