خدا اگه منو دوست داشت هیچکدام ازاین اتفاقای بد برام نمیفاد.زندگیم سرشار از انرژی منفی نمیشد.من خیلی معتقدم به همه ی امام ها هم اعتقاد کامل دارم ولی دیگه خسته شدم.با یه خانواده ی سراسر انرژی منفی و افسرده خسته شدم از زندگی.ارزوی یه تفریح مونده به دلم که مثل بقیه با فامیلا و دوستامون بریم جایی.همیشه تنها بودیم و هستیم.توی این چندروز تعطیلی قراره فقط خونه بمونیم و دعواهای خانوادمو تحمل کنم.تنها دلخوشیم عشق و علاقه به ینفر بود که اونم دیگه رفت پی زندگیش..
خسته شدم انقدر که محبتو گدایی کردم.
اینستامو که باز میکنم همه درحال خوشی و تفریح و پیشرفتن فقط ماییم که فقط درجا میزنیم.جالبه اوناییکه بدی میکنن و به هیچی اعتقاد ندارن خوشحالتر داری زندگی میکنن با شانس بیشتر.ولی ما هرسال عزیزترین کسامونو خدا ازمون میگیره.
الان کاری به هیچی ندارم فقط میخوام بدونم چرا خدا وقتی میبینه بندش دوسش داره اذیتش میکنه ولی به اوناییکه بهش اعتقاد ندارن شانس میده.من دیگه حتی به کارما هم اعتقادندارم چون فقط داره سر من میاد نه بقیه.
خدایا اگه دارم اعتقاداتمو از دست میدم و ازت دورمیشم فقط بخاطر کاراییه که بخاطرت انجام دادم ولی تو بازم کمکم نکردی.
فقط یه خبر خوش برام بیار که اعتقادمو حفظ کنم