اين اتفاق دقيقا براي منم افتاد ولي به يه صورت ديگه
براي ازدواجم و دقيقا شد -
من اول ادمهاي اضافي رو از خودم دور كردم - جا رو براي فرد جديد باز كردم - تا كائنات به بهترين شكل اون جاي خالي رو برام پر كنه -
بعد شروع كردم و شرايطي كه دلم ميخواست رو تصور كردم و دقيقا از ته قلبم حس ميكردم كه توي اون شرايط هستم
خوشحال بودم واقعا ( انگار كه يه اتفاق خاص توي زندگيم رخ داده ) - و بابا اين اتفاقي كه هنوز نيوفتاده بود و من باورش داشتم هر روز شكرگزاري كردم -
چند ماه بعد دقيقاااا شرايطي پيش اومد كه من با پسري اشنا شدم كه از نظر طبقاتي خيليييي با ما فرق داشتن
و با هم ازدواج كرديم - ( دقيقا چيزي كه فكر ميكردم )