من مادرمینا وضعشون مناسب نیست
طرفای شوهرم منتظرن ببینن مامانم چی سیسمونی میده
دلم میسوزه واس مامانم،طفلک هی میگه نگران نباش چیژی کم نمیژارم ولی نمیخوام با این وضعش برام سیسمونی بگیره.
صب تا شب خیاطی میکنه و چشماشم دیگه سو نداره با عینک با زور کار میکنه.
خدا خیرش بده همسرمو ب مامانم گفت مامان خودتو اذیت نکن تا هرجا تونستی بده بقیشو خودم میخرم.چنبارم گفته اصلا نمیخواد شما سیسمونی بذید خودم میخرم
ولی نمیخوان فکوفامیلاش بدونن اگه همسرم چیزی میخره