2777
2789
عنوان

جن دیدم

| مشاهده متن کامل بحث + 391 بازدید | 27 پست
ایقد جادو جنبل زیاد شده خدا لعنت کنه اونایی دنبال این چیزا میرن زندگیهارو داغون کردن من خودم چند &nb ...

وای منم دشمن خیلی دارم همش من و شوهرم دعوا داریم 

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

وای منم دشمن خیلی دارم همش من و شوهرم دعوا داریم  


برو پیش یکی که اگ دعایی براتون گرفتن باطلش کنه یا خودتون باطلش کنید همینجا سوال کنید بچها بلدن یادت میدن راه باطل کردنو

خدایا مواظب زندگیم باش  مامان سه پسر شیطون دوست داشتنی 🥰🥰    دوستان پدرم  یک ماهه آسمانی شدن اگ میشه براش صلوات بفرستید وفاتحه بخونید  😭
شاید اون پیرزن، مادر بزرگ مرحوم شوهرت بوده... (که شوهرت گفته مثل من عصبیه) که اوضاعش تو تو اون دنیا ...

نمیدونم همین میگه که من مادر بزرگشم بعد شوهرم میگه اون زنه مث من عصبیه وقتی عصبی میشه نمیدونه چکار میکنه من میگم نه جن بود تغیر چهره داشت

خواب یا واقعی؟؟؟ 

واقعی 

ب هرکیم نشون میدم نمیبینه 

فقد خودم میبینم 

شبا میاد فقد همششش درحال رقصه 

یهو میبینی میخنده دهنش تا کجا باز میشه 

اینوجوره ک رو هواست ی روپوش بلند تنشه 

بخدا نگاش نمیکنم صلوات اینا میفرستم 

نمیشه جوری سوت میزنه ک اصن آدم دیوونه میشه از صداش 

نگاش میکنم آروم میشخ


بسلامتی

موضوع رو توی عنوان ننویسید خیلی از خانمهای باردار تو تاپیکها درخواست کردن. بنویسید ترسناک . هرکی که خوشش میاد شرکت میکنه 

به نقل از آیت الله العظمی اراکی: زمانی در ایران هر جا آتش روشن میکردند مردم برای بردن زغال گداخته و روشن کردن کرسی، تنور یا منقل به آنجا میرفتند در ماه خداییِ محرم، در نزدیکی خانه یک زن بدکاره، هیئتی به پا شده بود. زن هم برای بردن آتش به محل رفت و سوال کرد زیر دیگتان روشن است؟ آتش میخواهم.  گفتند بله برو بردار. زن سمت دیگ رفت، و دید آتش خاموش شده خم شد و به هیزمها فوت کرد. مقداری از خاکستر به چشمش پاشید اما ادامه داد تا جایی که هیزمها دوباره روشن شدند. همان اندازه که میخواست برداشت و رفت.اما...همان شب خوابی دید . او دید چند نفر به گردن،دستهاو پاهایش غل و زنجیر بسته و میبرند تا عذابش کنند و هرچه فریاد میزد شما را به خدا ولم کنید کسی گوش نمیداد . زن،بانویی دید که از دور به آنها نزدیک میشد. مأمورهای عذاب با دیدن بانو زنجیرها را رها کردند. بانوی بزرگوار ایستادند و فرمودند چرا میبردیش. گفتند چون بدکاره و فاسد است . بانو گفت نههه... او نگذاشت آش نذری مجلس حسینم خراب شود ... دیگ را روشن نگهداشت. او بخاطر حسینم چشمهایش اذیت شد بخاطر حسین من رهایش کنید ....زن با ترس بسیاری وحشت زده از خواب بیدار شد و مدام با گریه و زاری از حضرت مادر، زهرای اطهر علیهاالسلام، کمک میخواست تا یاریش کند برای پاکدامنی.او همان زن انگشت نمای شهر، توبه کرد و با یاری حضرت زنی مومنه شد تا جایی که هر زمان و هر کجا روضه ای برای حضرت ارباب به پا میشد دنبالش میرفتند و او را دعوت میکردند.  و با اولین جمله روضه خوان " السلام علیک یا ابا عبدالله" زن به شدت گریه میکرد و شیون جانسوزش بلند میشد  جون و زندگیم فدات یا حضرت حسین علیه السلام که در ❤ خدایی و رضای تو رضای پروردگارمه   تو بحث کردن دانش و ادب مهمه
عجب 😧😧 چه ترسناک!!!! چه مدت اینکارو میکنه و شما باید نگاش کنی؟؟!!!!!  چرا تا حالا دعایی چیزی ...

ی فیلم ترسناک دیدم ازون موقع ایمجور شدم 

دعا گرفتم ی مدت رفت ولی باز اومده 

وقتی بهش دید ندارم 

صدای سوتش هم میاد اون اذیتم میکنه کم میمونه دیوونه شم  

تروخدا میبینمش  وحشت میکنم اما خب چیکارکنم نمیره حتی با دعا ی مدت رف  دعا کنین تموم بشه ...

منم که باردار بودم مادر شوهرم فوت کرده عکس خونه منه بعد تنها بودم خونه در بارداری تا ساعت یازده همش فکر میکردم مادر شوهرم با منه وقتی مو هامو برس میکشیدم حس میکردم اون برام برس میکشه وای خیلی حس عجیبیه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792