من برج چهار عروسیمه و ۱۷سالمه با عروسمونو و خاهر کوچیکم رفتیم بازار برا خرید منم موقع اومدنی یه مزون لباس عروس دیدم خواستم امتحان کنم از یه لباس خیلی خوشم اومده بود موندم تا صاحب مغازه بیاد بهش گفتم احتمال زیاد دو هفته دیگه عروسیمونهبه دروغ گفتم اخه اگه میگفتم سه ماه دیگست که فکر نکنم لباسو میداد بپوشم خلاصه گفتم میشه بپوشمش امتحانش کنم ابرو هاشو بالا کرد با لبو دهنش گفت نه خیلی بدم اومد این ته گستاخیه اخه چرا با مشتری همچین رفتار میکنن بلخره که باید بپوشم میخواستم ببینم تو تنم لباس عروس چطوریه اخه خیلی علاقه داشتم بپوشم خواستم ببینم بهم میاد یا نه اخه یخورده ریزه میزم هعی
اون احتمالا فکر کرده من بچم با رفیقام اومدم برا مسخره بازی جلویه موهامم رنگ بود خب عصابم خوردهههههه حس مبکنم زایه شدم کاش نمیرفتم تو مزونی ک اینجوری شه ازش متنفرممممممم