ما میرفتیم مدرسه شیر پرت میکردیم سمت پنکه میپاشید رو خودمون هر هر میخندیدیم بعد با بوی گ..و...هِ شیر و عرق رو لباسمون بر میگشتیم خونه
پسرم؛ بزرگ مردِ کوچکِ من...تو بهترین هدیه خدا و زیباترین ثمره ی عشق مایی، من و بابایی بی صبرانه منتظرِ گرفتن دستای کوچولوتیم👨👩👧 خدایا بزرگترین سرمایه های زندگیم؛ همسرم و کوچولومون رو همیشه به تو میسپارم مواظب عزیزترینام باش❤🥰
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
😂😂😂😂😂🤣 وای چه بحال همکلاسیای من خیلی بی حوصله آن پسرا هم همش دنبال مسائل جنسی آن خیلی خوب بوده ...
😄😄😄
پسرم؛ بزرگ مردِ کوچکِ من...تو بهترین هدیه خدا و زیباترین ثمره ی عشق مایی، من و بابایی بی صبرانه منتظرِ گرفتن دستای کوچولوتیم👨👩👧 خدایا بزرگترین سرمایه های زندگیم؛ همسرم و کوچولومون رو همیشه به تو میسپارم مواظب عزیزترینام باش❤🥰