من هشت ساله ازدواج کردم الان تو خونه آیی زندگی میکنم که پایین مادر شوهرم دیگه 96ساله اشه وبالا من اول که ازدواج کردم همسرم گفت مادرم همه کارهاش رو میکنه البته اون موقع پدرش هم بود واونم بیمار بود شش ماه بعداز ازدواج ما فوت کرد بعد خانه هم پدرش وصیت کرده تا مادرش زنده اس مال مادرشه بعداز اون مال ما میشه الان اون اوایل که هیچ ولی دیگه فهمیدم خرجش با ماست یعنی من غذا درست میکنم براش میبریم بعد حالا بماند بخاطر مادرش من نه مهمانی درست حسابی میرم و نه آرامش خیال دارم انگار دوتا بچه دارم اینا همه باشه میگم بخاطر رضای خدا ولی میسوزم ازاینکه شوهرم قدر نمیدانه پفک میکنه فقط ترو خشک کردن یعنی مراقبت خب الان زندگی من مثل زندگی با یه هو هست قبلاً که یه دعوایی داشتیم گفت مشکلت غذاست نمیخواد براش ازبیرون میخرم حالا میخوام چطور حالیش منم که من الان دارم از خودگذشتگی میکنم بفهم
خودش رو آره میگم بخاطر رضای خدا حرص شوهرم رو میخورم فردا پس فردا بگه مگه تو چکار کردی یه ظرف غذا دادی دیگه بعد اینا و نمیگه خوب توجه شوهرم بین من و مادرش و بچه اش تقسیم شده اگه شوهرم قدر بدانه اصلا ناراحت نمیشم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
شما برای رضای خدا کاراشو کن اصلا هم به کارای شوهرت توجه نکن البته اگه دلت راضیه اگه نه که بگو براش پرستاربگیره
مامان من چندسال مامان بزرگمو نگه داشت بااینکه فلج بود و کاراش خیلی سخت و میدیدم بابام اصلا قدر نمیدونه
قشنگم میدونم به زودی میای و بعد ١٢ سال منو بابا رو خوشحال میکنی😍👸👼 اگه امکانش هست برام دعاکنین😘 خدایا خودت هوامو داشته باش ؛من اونقدرام قوی نیستم،همش وانموده ... خدایا شکرت♡باورم نمیشه بعد ١٢ سال امروز ٣١ تیر١۴٠٢ بی بی چکم مثبت شد😍 انشالله که آزمایشمم مثبت شهشکرت خدای مهربونم ١ مرداد١۴٠٢ 😍 ایمان دارم که خودت هوامونوداری💚 بچه ها هرکی امضامو خوند بهم بگه برای خواسته دلش نادعلی بخونم. امروز 30 دی 1404 خدایا خودت کمک کن همونی میخوام بشه🙂