اوایل فقط اخرهفته ها بود
جمع میشن دورهم
از لحاظ خیانت نکردن مطمئنم ولی ازچیزای دیگه میترسم
یکیشون مجرد
یکیشون همسرمن
یکیشون زنش خیلی گیره
یکیشونم فامیل یکی دیگشونه
ادمای بدی نیستن ولی من خسته شدم ازاین دیراومدنا
گوشیشم حواب نمیده
دیگا نمیشه ب هیچکس اطمینان مطلق داشت
دلم میخواد به دستی بزنم یا یه حرکت بزنم نمیدونم چیکارکنم
خیلی دوسم داره و محبت میکنه و رسیدگی تنها عیبش رفیق باز بودنه😭