سلام خانوما
دیشب جاریم وبرادرشوهرم خیلی زحمت کشیدن و مارو و هم خانواده جاریم دعوت کردن رستوران شیک واس تولد دختر ۶ سالشون. من و شوهرم یه دست هودی شلوار خوشگل ب قیمت ۶۰۰ تومن واسش خریدیم ینی من هنوزم خجالت میکشیدم با اینک از یه جای معتبر شهرمون هم خریده بودم ولی چون هم افطار و شام بود میگفتم تو دلم کمه کادوم خلاصه
وقت دادت کادوها پرهایم ریخت بگین چرا؟
گفتن کادو ها رو بدین مادرشوهرم با اون ثروتش و بالاخره بزرگتره و جلال داره تو فامیل پاشد بره کادو بده دیدم یه جعبه ک طلا میزارن توش برد داد ب دختر جاریم منم خیلی خوشحال شدم اگ تاپیک های قبلیم بخونین میدونین ک مادرشوهرم خیلی خسیس وایی انقد خوشحال شدم گفتم دیگ درست شده و واس نوه اش کادو طلا هرچند ظریف داده خواهر شوهرمم همچینین گردنبند انداخت.
امروز جاریم اومد خونم گف یه چیز بگم باور نمیکنی گفتم چی گردنبند هر دوشون آورد گف بدلن😐ینی باورم نمیشد خودشم گف بخدا واس کادو تولد نگرفته بودم همین ک ارزش نزاشته و بدل آورده ناراحتم کرده ای کاش ۱۰۰ تومن پول میآورد و ای کاش هیچی نمیاورد برادرشوهرمم دیشب موقع باز شدن کادو ها تو ذوقش خورده و پیش جاریم حسابی خجالت زده شده آخه فکر کردن طلا بوده تو جعبه.
تو روخدا ببینین دیگ اصلا دیدم نسبت ب بعضی آدما داره عوض میشه آخه چطور میشه کاش بدون کادو میومد کاش.واقعا من خیلی خوشحال شدم آخه مادر و خواهرای جاریم همه طلا دادن از اول طلا میدن کادو اونا اونسال چادر نماز دوخت داد ب دختر بیچاره امسال از اونم کمتر.جاریم ناراحت بود گف چی فرضمون کرده کاش کادو نمیداد.ینی خانوما من موندم ک چرا اینقد این زنه مادرشوهرم ۸۰ سالشه انقد پول داره اینقد سبکه؟خیلی دلم ازش شکسته ینی طرز فکر منه ۲۶ ساله کجا اون کجا متاسفم براش