شب قبلش باهاش تلفنی حرف زدم خیلی خوب بود فرداش هر چی زنگ زدم گفت بر نمی داشت بعد ۶ بار زنگ خودش زنگ زد گفت گوشیم تعمیرگاه بود از فرداش هیچی تماس نگرفت پیام هم نداد و من هیچ وقت نفهمیدم چرا من بهش به چشم همسر آینده نگاه می کردم ولی اون رفت. شب قبل رفتنش گفت تو بیای چراغ خونمو روشن کنی بچه ها مردا کسی رو دوست نداشته باشن می تونن از صبح تا شب قربون صدقش برن ؟ از صبح تا شب قربون صدقه من میرفت