میتوان با پنجه های خشک ... پرده را یک سو کشید و دید ... در میان کوچه باران تندی می بارد ... کودکی با بادبادکی رنگی .. ایستاده زیر یک طاقی ... گاری فرسوده ای میدان خالی را .... با شتابی پرهیاهو ترک میگوید.... آری... میتوان بر جای ماند
خدای مهربونم خودت کمک کن هر چه زودتر ویزای بابام بیاد،خداجونم آرامش و محبت رو به زندگی خواهرم برگردون،خدای مهربونم کمک کن من یه پراید بخرم،خدای خوبم خودت کمک کن من معلم بشم،ممنون میشم برا امضام یه صلوات بفرستی مهربونم❤️❤️