سلام
طاعاتتون قبول حق
من ازاهل بیت خیلی حاجت گرفتم
سال۵۷ نوزاد بودم
رختخوابا خیلی سنگین بود ریخت روم مادرم تو اشپزخونه بود متوجه نشده بود داییم ازکوچه میاد داخل میبینه من زیر اوار رختخوابم
داییم مادرمو خبر کرد ورفتند بیمارستان
مادرم میگفت سیاه شده بودم و نفس نداشتم
دکتر به مادرم گفته بود گوشی میذارم اگر نفس نداشت دیگه فوت شده
مادرمم خیلی گریه کرده بود و همونجا دلش شکسته بود و سفره حضرت عباس ع نذرکرده بود برام
خلاصه حضرت عنایت کردند وواقعا معجزه شد و من زنده موندم
خودم که بزرگ شدم کمک کردم مادرم سفره رو انداخت وهمه ی همسایه ها اومدند خونه مون مهمونی
مامانم چندبار گفته تو رو ازحضرت عباس ع دارم
حاجت روا ان شاا…