من اومدم خونه پدر شوهرم تو شهرستان .بعد بچه برادرشوهرم که از دخترم هم بزرگ ه به دخترم گیر داده بود که اگه فلان کار و کنی به مامانت میگم .اونم داد میزد که نگو .اون کار دخترم هم این بود که پا ها شو پارانتزی باز کرده بود .دخترم پا میشد بعد بچه برادرشوهرم می گفت فلان کار و نکنی میگم به مامانت .دخترم هم داد و بیداد می گفت باشه باشه.چند بار گفت رفت تو مخ م.برگشتم به دخترم میگم خوب بگه مگه چی کار کردی .به بچه برادرشوهرم هم گفت که یا بگو به من یا تموم کن تهدید نکن .برادرشوهر م میگه باید به دخترت بگی داد نزنه .منم میگم اگه نگه این داد نمیزنه .بعد بچه برادرشوهر هم برگشته به من میگه یه کاری نکن گریه بندازمت ها .منم گفتم من گریه نمی کنم .بد گفتم ؟