2777
2789
عنوان

بچه جاری

682 بازدید | 25 پست

من اومدم خونه پدر شوهرم تو شهرستان .بعد بچه برادرشوهرم که از دخترم هم بزرگ ه به دخترم گیر داده بود که اگه فلان کار  و کنی به مامانت میگم .اونم داد میزد که نگو .اون کار دخترم هم این بود که پا ها شو پارانتزی باز کرده بود .دخترم پا میشد بعد بچه برادرشوهرم می گفت فلان کار و نکنی میگم به مامانت .دخترم هم داد و بیداد می گفت باشه باشه.چند بار گفت رفت تو مخ م.برگشتم به دخترم میگم خوب بگه مگه چی کار کردی .به بچه برادرشوهرم هم گفت که یا بگو به من یا تموم کن تهدید نکن .برادرشوهر م میگه باید به دخترت بگی داد نزنه .منم میگم اگه نگه این داد نمیزنه .بعد بچه برادرشوهر هم برگشته به من میگه یه کاری نکن گریه بندازمت ها .منم گفتم من گریه نمی کنم .بد گفتم ؟

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

خیلی پروعه

محلش ندین کلا

مرگا بمن که با پر طاووس عالمی یکموی گربه ی وطنم را عوض کنم💖🇮🇷رهبر شهیدم کربلا نرفته شد کربلایی❤️من بمیرم برای مظلومیتت😭 آقا مجتبی لحظه ای و کمتراز آن دست از حمایت شما نمیکشم❤️❤️❤️

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز