2789
عنوان

بیاید ی لحظه

44 بازدید | 9 پست

امروز رفتیم خونه مادرشوهرم حلیم نذری داشت 

قبلش شوهرم چند بار زنگ زده بود ک اگه کاری دارن زودتر بریم کمک ولی اونا گفتن ک نه شام بیاید حالا ما ساعت ۳ سر زده رفتیم دیدم بقیه خواهرشوهر برادرشوهرم سر سفره ناهار نشستن 

نقدر دلگیر شدیم ک نگو 

انگار ما اضافی بودیم 

شوهرمم شام‌ نموند نیم ساعت نشستیم اومدیم 

اصلنم اصرار نکردن بمونید😞

بچه ها چیکار کنم ی کم احترام داشته باشم پیششون؟

بخدا کلی احترامشون می‌کنم😔

از ناراحتی خوابم نمیبره

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

خب شاید غذا کم بوده هزار تا دلیل هست هیچکدومتون هم روزه نمیگیرین ماشاالله 🤣

والا من ک بچه شیر میدم 

اونا هم تو ماه رمضون همشون مشکل معده پیدا میکنن

نه بابا غذا ی قابلمه هم اضافی بود

اخه اولین بارشون نیست

میفهمم ک خیلی حس بدی داره ولی کاش وقتی گفتن شام بیاین شمام همون موقع میرفتین،بازم خیلی خوب شد ک نموندین،ب نظرم شما خودت مستقیم نگو اما ب همسرتون بگین از مادرشون بپرسن چرا وقتی همه اونجا بودن ب شما نگفتن زودتر‌بیاین؟یا اصلا براشون مهم نبود شب باشین ….شاید از چیزی دلگیر هستن!یا مشکلی هست

کلا هم برای حفظ احترام خودتون لطفا وقتی دعوت شدین برین تا ی مدت همه چی عادی شه❤️

میفهمم ک خیلی حس بدی داره ولی کاش وقتی گفتن شام بیاین شمام همون موقع میرفتین،بازم خیلی خوب شد ک نمون ...

عزیزم اتفاقا شوهرم تو اتاق ب خواهرش گفته بود 

اونم زده ب کولی بازی 

گفته که اینا هم تازه اومدن

گفتن شما ک دعوت نمیخواید 

چون ما نزدیکیم اونا ی ساعت فاصله داره خونشون

والا من ک بچه شیر میدم  اونا هم تو ماه رمضون همشون مشکل معده پیدا میکنن نه بابا غذا ی قابلمه ...

اهمیت نده 

من الان 22 سالمه قدیما خیلی رفتار همه رو رصد میکردم و ناراحت میشدم از یک چیزایی

بعد به این نتیجه رسیدم اگر بخوام اینکارو بکنم همیشه باید غصه بخورم

از هیچکس هیییچ انتظاری نداشته باش

با خودت بگو  ازم خوششون نمیاد ازین بالاتر که نیست 

اتفاقی نمیوفته حتی اگر ازت متنفر باشن 

پس ولش کن 

میشه برای حاجتم یک صلوات بفرستی؟💕
عزیزم اتفاقا شوهرم تو اتاق ب خواهرش گفته بود  اونم زده ب کولی بازی  گفته که اینا هم تازه ...

همون دیگه چون شما نزدیکین یکم بی توچه شدن شاید لطفا ی مدت بدون دعوت نرید خونشون،امیدوارم روابط عالی تر از قبل بشه و خوشحال باشین 😍

واقعا چطوری اخه نمیشههه

اولا همیشه مثبت فکر کن هیچ وقت نگو نمیشه .همه چیز اگر بخوای میشه .تنها چیزی که ما انسانها نمیتونیم جلوش بگیریم مرگ 

دوما باید اراده ات قوی کنی که بتونی در برابر احساسات مقاومت کنی

عزیزم منم اوایل زندگی این اتفاقات برام میوفتاد ناراحت میشدم میگفتم من تنها عروس بودم چرا منو تو جمعشون راه ندادن چرا دعوت نکردندو و و و....

یه روز به خودم اومدم گفتم چرا خودت داری اذیت میکنی برو با همسرت بیرون و غذا بخور از اون طرف خونه مادرشوهر برو تعارف شام کردن بگو مرسی ما رستوران بودیم اونجا میفهمن که به من خوش گذشته .تو هم حتی شده یه ساندویچ فلافل هم شده بخر و بگو من رستوران بودم .بگو ببخشید اگر نمیتونم مرتب بیام چون خرید داریم مهمانی مرتب دعوتیم کلاس میرم خانواده ام اومدن و از این صحبت ها .از این طرف بهشون میفهمونی که نیازی بهشون نداری و هم دوری و دوستی 



ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز