مادرم همه اش شاغل بودن و ازدواج و قیافه بقیه رو باهام مقایسه میکرد. من اجازه ندارم از خونه بیرون برم یا حتی برای خودم یه وسیله بخرم. همش دلم میخواست بهم پول بده برم برای خودم کتاب بخرم.
الان توی خونه ی شغل موقت دارم. درامدش کمه ولی واسه خریدن کتاب یا حتی پرداخت کردن قبض یا بدهکاری های مادرم کفایت میکنه. دیگه سرکوفت شغل رو نمیزنه.