پرتوقع هست میگه کلا زندگیهاتون رو تموم کنید بیاید با من زندگی کنید
والا با عروس و داماد نمیسازه دو سال پیش من بود آخرش کارم میخواست به جدایی بکشه با دوازده سال زندگی
زن داداشم یک ماه بردش کاری کرد که با چشم اشکی راهی خونه اش کرد
ما هم مجبور شدیم پرستار بگیریم