2821
2789
عنوان

کار کردن

597 بازدید | 42 پست

سلام بچه ها

من از سرکار رفتن متنفرم یعنی بقران هرروز صبح که پامیشم بیام سرکار کلا با زور میرم همسرمم میدونه چقدر از کار کردن بدم میاد بقران میخوام استعفا بنویسم ولی ری اکشن همسرم وقتی میگم بدم میاد و متنفرم فقط یه اوهوم میگه

بخدا اگر من رو میخواست میگفت دیگه نرو 

همیشه خسته ام حال رسیدگی به خودم و خونه هیچی ندارم 

همه زنا دیگه بشاش و پرانرژی من خسته و کوفته میخوام بشینم گریه کنم فقط 

خیلی حالم بده خیلی بده کاری که متنفری رو انجام بدی 

عین خر دارم زبان میخونم 2 تا بقران وقت نمیکنم حتی بزور خودمو میرسونم تا 2 سال دیگه تو خونه باشم و درآمد کسب کنم

ولی همسرم عین خیالش نیست 

بچه نمیخواد چون من خر میرم کار میکنم بچه بیاد دیگه نمیتونم برم سرکار 

کلا موجود خر دیدین منم 

میخام به حال خودم فقط گریه کنم خستم واقعا 

خستگی بهم فشار آورده 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

چرا انقدر خر خر میکنی؟

شما خودت میدونی برای زندگی و اینده و روحیه ت شاغل بودن بهتره یا نبودن. همونو انتخاب کن

منم یه وقتایی از کارم گله میکردم شوهرم میگفت خب نرو یه کم استراحت کن اگه دوست داشتی برو جای دیگه‌. اما الان که تو مرخصی زایمانم میبنم خونه بودن برام خیلی سخته

من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدان‌یا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "

وقتی دوست نداری بری سرکار خب نرو ببینم شوهرت اصلا به خستگیت و فشار روحیت توجه کرده از اینکه دوست داری مادر بشی توجه کرده فردا همین شوهرت شروع میکنه با زناب دیگه مقایست میکنه و میره با یکی دیگه

شما اصلا وظیفه ات نیست بری سرکار

منم مث توام چندماهه ک طرحم تموم شده دیگه دنبال کار نرفتم

بعضی وقتا حوصلم سرمیره ولی درکل راضیم ک شاغل نیستم

ولی دوستانه بهت بگم فک میکنی اگ سرکار نری سرحال میشی و ب خودت بیشتر میرسی و کللللی استراحت میکنی  اما از من بشنو تغییری حاصل نمیشه 

باید از درون تغییر کنی 

2825
2823

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

قیافه بچه وقد

maix | 12 ساعت پیش
2791
2779
2792