توی محضر بود عقده و فقط دو تا خونواده بودن
بعد عکاس نگرفته بودن دوستم گفت تو بیا عکسا رو بگیر
حالا تماما من داشتم عکس و فیلم میگرفتم
اونم با گوشی خواهرش گرفتم که یه موقع نگن توو گوشی تو پخش میشه و داستان شه
عکسای خوبی هم در اومد
حالا ن ب اندازه آتلیه ولی با توجه به گوشی بودن دوربین خوب بود
بعد من مهمونی دعوت بودم از اونطرف خیلی بعد از محضر نموندم زود برگشتم
دیگه رفتم مهمونی و اینا ب دوستم پیامک دادم خدا زشتتون کنه اگه پشت سر عکسای من حرف بزنیدا
بعد گفت ن نمیزنیم
حالا فردا برات میگم