2777
2789

الان حدود سه ساله بعد از کرونا همش توهم بیماری دارم و انقدر که بهش فکر میکنم همش برام پیش میاد نمیدونم چطور این اخلاقمو اصلاح کنم خیلی داره بهم ضربه میزنه، 

از صبح که بیدار میشم دارم به بیماری فکر میکنم تا وقتی میخوابم، 

حتی مشاوره هم رفتم ولی فایده چندانی نداشت برام، 

اصلا از زندگی لذت نمیبرم،  هم دوس دارم بمیرم هم از مرگ میترسم،  از درد کشیدن میترسم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

من هر سه هفته یک بار مریضم یا میرم مهمونی میگیرم یا سر کار از همکارام میگیرم بعضی وقتا تب و لرز شدید دارم و بدن درد ولی خوب چی کار کنم یا خودم که نیست آدمیزاد  مریض میشه دیگه

یه دوستی رو میشناسم داااااائم‌ احساس بیماری داشت و میرفت دکتر و چکاپ و .......بعد به پیشنهاد نزدیکانش روش روانپزشک یه قرص بهش داد    الان عالیه....آرامش گرفت و همه چی نرمال شد...

مشکل من همینه.تاپیک آخرم گفتم

عزیزم خوندم تاپیکت رو،  امیدوارم همیشه سلامت باشی،  منم دوازده ساله آرتریت روماتویید دارم و کورتون میخورم و الان چند ماهه معدم اذیت بود اندوسکوپی دادم گفتن زخم معده هم گرفتم،  الان تحت درمان هردوشون هستم،،  همیشه خدا هم دلدرد و گاهی دلپیچه دارم هر دکتری میرم میگن بخاطر استرس و اضطرابه ولی نمیدونم چطور این لعنتی رو کنترل کنم،  میرم دکتر میگن سالمی میگم حتما دکتره بی دقته یا چیزی بارش نیست،  بگن مشکل دارم که دیگه بدبختی میشه،  خسته شدم از خودم و این اخلاق گندم

یه مدت قرص تیام ویت استفاده کن درست میشی

والا یبار یه دکتر بهم سیتالوپرام داد ولی نمیدونم چه مقاومتی دارم در مقابل داروی اعصاب خوردن!!  یعنی از بس دارو خوردم این ده دوازده سال که دیگه حتی وقتی درد هم میکشم دوس ندارم یه مسکن بخورم

وسواس بیمارگونه داری...باید استرس زندگیتو کم کنی یا تحملتو ببری بالا

میدونم ولی چجوری؟؟؟  نمیتونم بی تفاوت باشم به اطرافم و اتفاقات اطرافم،  کاش میتونستم

امروز بخاطر عفونت دکتر بهم یه قرص ایتراکونازول داد تا حالا ازش نخورده بودم، 

انقد ذهنم منفی نگر شده همش میترسیدم بخورمش بهش حساسیت داشته باشم یا حالم بد بشه،  تا بالاخره ساعت ده شب سریع یدونه خوردم و الان منتظر نشستم ببینم چیزیم میشه یا نه 🙄

من هر سه هفته یک بار مریضم یا میرم مهمونی میگیرم یا سر کار از همکارام میگیرم بعضی وقتا تب و لرز شدید ...

کاش منم تفکرم مثل شما بود انقد خودم رو داغون نمیکردم،  البته اطرافیانم هم بی تقصیر نیستن ها،  من یکم لاغرم همیشه مادرشوهرم بهم میگه تو ضعیفی زود مریض میشی در صورتیکه منم مثل بقیه نرمال پیش میاد مریض بشم ولی همش این تلقینش تو گوشمه که ضعیفم

عزیزم خوندم تاپیکت رو،  امیدوارم همیشه سلامت باشی،  منم دوازده ساله آرتریت روماتویید دارم ...

خدا ان شاءالله شمارو هم شفا بده.من کاملا درکت میکنم.من روحم داغونتر از جسممه بخاطر این فکرا.الان مدتیه ساق پاهام و استخونای قفسه سینم درد میکنه.همش فکر میکنم انواع مرض استخونو دارم

خدا ان شاءالله شمارو هم شفا بده.من کاملا درکت میکنم.من روحم داغونتر از جسممه بخاطر این فکرا.الان مدت ...

ببین مادرشوهر من سرطان سینه بدخیم داشت و بعد از دو بار جراحی و ده جلسه شیمی درمانی الان حالش خوبه خداروشکر،  باورت میشه اون اصلا به بیماری فکر نمیکنه از بس با روحیه هستش اما من همیشه منتظر درد و بیماری نشستم،  منم واقعا از نظر روحی بیشتر مشکل دارم تا جسمی،  هیچیم میشه دکترا میگن از استرسه

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز