2777
2789
عنوان

شوهر...

483 بازدید | 27 پست

گفتم دیشب بهم گفت درد جاری بخوره تو جون تو .و با اینکه کلیه درد داشتم محل نداد به من تازه افطار هم می خواست .سحری گفت بیا غذا بخور محل ندادم .

امروز هم اصلا زنگ نزد.دم افطار زنگ زد فکر کنم برای اینکه بگه سفره بنداز.من هم جواب ندادم ولی سفره و اش اینا گذاشتم خودم خوردم .سفره رو باز گذاشتم .ساعت هشت اومد اش اینا خورد چای شو گذاشتم سفره .پوزخند زد که مثلاً من و بخندونه .ولی ازش بیزار شدم .مهرش از دلم رفت دیروز .آدم به دشمن ش هم نمیگه درد فلانی بخوره تو جون تو .یا اصلا کلیه درد مو ندید .پتانسیل اینو دارم تا آخر دنیا با هاش حرف نزنم .دیدین یه آدم از چشم بیوفته دقیقا همین طور .حیف هشت سال عمر من .

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

واااای آبجی شوهر منم همینه حیف جونیم که داره پای این حروم میشه نه میتونم جدا بشم نه میتونم بمونم با 20 سال سن دارم از افسردگی میمیرم دستام همش میلرزه انگار پیرزن 70 سالم

بایدهمون زمان جوابشومیدادی من اگ این حرفومیزد۱۰۰تاشوبهش میگفتم وبدش ن غذاونچیزی میرفت همونجاک حرف از ...

نه من گفتم حرفت یادت بمونه بعداً نگی نگفتی.گفت هزار بار هم میگم نه محل ش نمی‌دم ولی غذا اینا می پزم فقط صداش نیاد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز