خلاصه که پسرم تو این یه ماه عادت به سینه گرفتننکرد و شیر منم خشک شد. الان باز بعد از یه سال مردم انگار بیکارن یا فضول زندگی منن.همش میپرسن چرا شیر خودتو ندادی؟ حیف نیست؟ درحالی که قبلا پرسیدن و توضیح دادم. مادرشوهرم آدم پرحرفیه. کسی چیزی از من بپرسه زودتر جواب میده ولی در مورد این مسئله طوری برخورد میکنه انگار کلی حرف داره ولی نمیخواد چیزی بگه. هربار میگه والا چه عرض کنمممم.
چند روز پیش در مورد یه چیزی گفتم خواهش میکنم به بچه ام فلان چیزو به خورد بچه ام ندین بدنش حساسیت میده. گفت من این همه بچه بزرگ کردم این همه خواهر برادرم بچه دارناین حرفو نشنیدم. از خودت درنیار. گفتم خب مامانشم میدونم بدنش حساسیت میده. پوزخند زد گفت مامان؟؟؟؟؟ تو مامانشی؟؟؟؟
گفتم بله یعنی چی این حرفتون. برگشته میگه من تو مسافرتی هم که بودم هم تو پارک یا هرجایی که با خانوما میشینم میگم این زنای جوون نه زن هستن نه مادر. چون نه شیر دادن که یهو امداموشن خراب نشه نه کهنه بستن. تو هیچ زحمتی برای این بچه نکشیدی. همون شیر خشک و پوشک رو هم من میتونم ببندم. هم شوهرت