من یه دخترم که مث بقیه دخترا همش تو محدودیتم. حتی بیشتر از همه.جوری که اجازه ندارم لاک بزنم،مو کوتاه کنم.
کسی حوصله ی حرفهای منو نداره حتی مامانم.
فقط یه دوست دارم که وقتی نباشه دق میکنم.منی که مغرورم جلو همه همکلاسیام بدون اون گریه میکنم.اون اصن مث من نیس.وقتی میخواد نیاد مدرسه انقد التماسش میکنم تا بیاد.دیه خسته شدم.دیه نمیکشم.بی معرفتی دوستانم تحمل کنم، خیانتای مامانمو تحمل کنم،خیانتای بابامو تحمل کنم،محدودیتامو تحمل کنم،حالم از خودم بهم میخوره.یه دختری که تو کلاس شادو شنگوله ولی فقط خودش میدونه چقدر حالش بده.
میشه کمکم کنین؟ چیکار کنم؟ میخوام خودکشی کنم به خاطر مامانم نمیتونم