2777
2789
عنوان

نزاشتم😔

| مشاهده متن کامل بحث + 6076 بازدید | 84 پست

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

دروس نکن وظیفشه خواهر برا مادرش می‌تونه بگیره برای شما پدرت باید بگیره واقعا رو بهش دادی

اره دیگه رو دادم رودار شده

بعد اگه قدرمم بدونه باز ی چیزی

اومده میگه من عید خیلی برات خرج کردم(حالا چی فقط ی مانتو شلوار و یکی دوتا لباس خونگی گرفته بودم)

بهش بگو مثلا فلان نمیدونم ساعتو دیدم خوشم اومده یا هرچیز دیگه ای ببین تعارف میزنه پولشو بده بخری

کلا حالا حقوقشم کمه همشم درحاله قرض از مردمه

ولی خب دَندش نرم زن گرفته بایدم خرج کنخ

کلا حالا حقوقشم کمه همشم درحاله قرض از مردمه ولی خب دَندش نرم زن گرفته بایدم خرج کنخ


ببین من یبار حتی از بابام پول قرض کردم بهش دادم 

یا کارای دیگه یه روز داشتم باهاش حرف میزدم میخواستم ازش مشورت بگیرم یه مقداری بابام داشت میخواستم ببینم چکار کنیم  بعد گفتم این میزان پول خودم به دروغ گفتما که دارم نظرت چیه چن وقت بعدش ازم قرض میخواست☹

منم اصلا نداشتم ک بدم اصلا دیدم ناراحت شد انگار وظیعه منه بهش پول بدم 😐

تازه من شاغلم نیستم نمیدونم چه فکری پیش خودش کرد🤣

اینبار برو مثلا بگو گشنم شده نمیدونم تشنمه فلان چیزو هوس کردم کم کم عادتش بده

مادرش ب من میگ خونه دار باش

یا مثلا جلو فامیلاش دیگ هی میگ هیچی بلد نیستی و هولی تو همه چیز

من تو خونه بابام حقیقتا غذا اینا درست نکردم زباد بلد نیستم همش پا درس بودم

الان دیگ همش سرکوفتم میزنه مادرشوهرم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792