داغش واسه تون تازه س یا خدا صبرشو داده؟
من خودم جوری ام ک خاطرات مامانم واسم خیلی کمرنگ شده و با اینکه کمتر از یه ماهه از دستش دادم،اما جوری ام ک انگار ده ساله از دست دادمش و خلاصه تازه دارم معنیه «صبره خدا» رو درک میکنم...
من فکر نمیکردم بتونم بعد از مامانم یه روزم تدووم بیارم اما واقعا خدا صبرشو بهم داده و تو ذهنم کمرنگش کرده ب طرز عجیبی...
نمیدونم واقعا هنوز تو شوکم ک اینجوری ام یا واقعا خدا صبر داده...
کسی هست اینجوری باشه؟ بنظرتون این شوکه یا صبر؟