من میلادم 24 سالمه درس ام تموم شد لیسانس کامپیوتر گرفتم
اما الان ن شغلی دارم ن گواهینامه
سربازی هم معافیت پزشکی شدم به خاطر معلولیت جسمی و حرکتی
الان دارم گواهینامه میگیرم اگر کی بگیرم ماشین آیا بتونم بخرم خدا عالم است
ایمان ام در حد نماز و روزه است
ن رفیق بازم همیشه هم درون گرا م با کسی رفاقت ندارم
اما مشکل اینجا 3 الی 4 ماه پیش تو بله داشتم پیام بانکی چک میکردم دختری بهم پیام داد گفت شمارتو میدی اولش فکر کردم که برای سفارش تایپ دانشجویی شماره میخاد بعد زنگ زد نمیدونم چی شد اولش گفت دوست معمولی باشیم بعد خودش شروع کرد به جملات عاشقانه من ام فرد مناسبی نبودم دستم تو جیب بابام بود
تمام تلاشم این بود که جوری این رابطه یک هفته ای به هم بزنم دلش نشکنه
بهش گفتم اگر دوست ام دارم به فکر درس دانشگاهت باش
بهم فکر نکن من ام فقط میرفتم باشگاه میومدم یک ریال هم نداشتم
اون دختر هم مقصر بود پنهانی داشت باهام صحبت میکرد مادرم منو سرزنش کرد
گفت من حال ندارم ناهار شام بپزم برای دختره ما از این مسخره بازی ها نداریم
آخرش عذاب وجدان گرفتم گفتم هیچ وقت کاش خدا میزد تو سرم شماره نمیدادم الان 4 الی 5 ماهه شمارش هر چیزی رو از گوشیم پاک کردم