2777
2789
چرا حال بد بهش میدین؟ اون به اندازه کافی غصه هاشو خورده.ممکنه با همین جمله حالش برای چند ماه بد بشه

اول من از ایشون پرسیدم نه شما درثانی حتما موضوع خاصی بوده که این سوال رو ازش کردم ...پس بنظرم به نظرات هم احترام بزاریم بد نباشه ها موفق باشید 

حست میگه چندسالته؟ دیدی یوقت یکی ازت میپرسه چندسالته یک لحظه فکر میکنی تا جواب درستو بگی . مثل سوال اسمت چیه نیست تا سریع جواب بدی. حست میگه هر سنی هستی هنوز دلت اون سنی هست غصه عدد رو نخور.

یه نیمچه نینجا 🥷🏻

من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بی‌بی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنس‌ها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊

همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بسته‌بندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.

در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بی‌بی لایف سفارش می‌دم 💜👶🏻

https://babylifeshiraz.com/app/

۴۱ سالمه... خسته‌ام... به اندازه عمر همه‌ی آدمیان خسته‌ام

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...
چرا چیشده

خیلی سختی کشیدم... خسته‌ام. از دست دادن فرزند هنگام تولد، همسر ناموافق، طلاق، شغلی که بهش علاقه ندارم، و ...

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...

تو این سن باید چشم انتظار ازدواج و تشکیل خانواده باشم

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...
تو این سن باید چشم انتظار ازدواج و تشکیل خانواده باشم

در جامعه آدم موفقی هستم ولی خسسسسته‌ام

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...

من در استانه سی سالگی هستم.

راستش بجز سفر همچیز رو تجربه کردم.

عاشق شدن،تنهایی،سوگ عزیز،شاغل هستم

چیزی که اذیتم میکنه عدم استقلاله اینکه خونه ای جدا ندارم و توان مالی ندارم از خانوادم جدا شم.

پولم رو خرج پوستم و موهام میکنم.

اهل آرایش و خرید لباس هم نیستم.

خیلی وقتا قدم میزنم به تنهایی

خیلی وقتا خودم خودم رو به رستوران دعوت میکنم

به کافه دعوت میکنم.

هیچ همراهی هم ندارم.

یادته میگفتی دوستداری زودتر از من از دنیا بری چون تحمل نبود منو نداری؟چرا خدا صدای تورو شنید ولی صدای منو نه🖤 عهد بستم باخودم  تااخرین نفسم بهبعشت پایبند بمونم،قول میدم سریع بیام پیشت عشقم😞.
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108