2777
2789
عنوان

عید 💔

147 بازدید | 12 پست

عید هم گذشت و برای من با روزهای عادی مزخرف دیگه هیچ فرقی نداشت نه‌ گردشی نه‌ تفریحی نه‌ مسافرتی😪هیشکی یادش به ما نبود همه دنبال خوشی های خودشون بودن اما وقتی کارشون گیر هس یاد ما میوفتن فردا همشون دارن میرن تفریح و گردش و ما بازم خونه ایم لعنت به بی ماشینی....

صبح میشه این شب 🌱

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

منم روزهایی بدی رو دارم‌میگذرونم

اگر عزیزات سلامت هستن

خدا رو شکر کن

که هیچ چیز بهتر از سلامتی نیست

بیایید یه کار کوچک برای فرج مولا بکنیم بعد از هر نماز ۱۰ باراَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج بخوانیم..صلوات خاصه حضرت زهرا،،،اللّهمّ صلّ علی فاطمهٔ و أبیها و بعلها و بنیها [و السّرّ المستودع فیها] بعدد ما أحاط به علمک.بارپروردگارا؛ درود فرست بر فاطمه و پدر بزرگوارش و همسر گرامی‌اش و فرزندان عزیزش (و آن رازی که در وجود او به ودیعه نهادی)، به تعداد آنچه دانش تو بر آن احاطه دارد..................هرگز به مقصد نمیرسید،مگر آنکه همه‌ی راه را با همه احتمالاتش یکبار<حس>کرده باشید:)

اخ که چقدر درک میکنمت ما ماشین داریم اما وضعیت ما از شما بدتر عمه ام تو اون زنموم مسافرت بود یکسره با ما می‌رفت بیرون هر روز هر روز چهارشنبه سوری انقد گفتن بریم بیرون همش زنگ میزد حالا که اون عنتر خانم اومده زنگ نزده بریم بیرون قرار گذاشتن همشون خونه ما اومدن بابام گفت همینجا اوکی کنیم کجا بریم سیزده بدر بسر بشه بریم شهرستان سیزده به در اونجا همه با مامان بزرگم اینا باشیم گفتن بعدا حالا میگیم رفتن قراراشونو گذاشتن نگفتن بعدا بابام گفت نگفتیم به ما پس گفت آخه شما گفتین ماشین ما خرابه 😐😐😐

حرف پیدا نکرد الکی زر زد اگه ما اینجوری گفتیم پس چرا پسرش قبل اینکه تصمیم بگیرن زنگ زد بابام گفت میرین شما یا نه ما هم گفتیم خب شما تصمیم بگیرین اگه میرین همه با هم بریم به ما هم نگفتم آخر سر قبل اینکه زنموم بیاد یکسرهههه پیش ما بودن متاسفم 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792