2777
2789
عنوان

بهم گفت 🔞

| مشاهده متن کامل بحث + 5070 بازدید | 123 پست

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

خبب بهش چی بگم

اول اشتباهاتشو بگو بگو این کار رو میکنی من اذیت میشم امادگیشو ندارم بهتره فلان کار بشه فلان چیز اتفاق بیفته فقط نمیشه به فکر خودت باشی دومن بگو صبر کن برا بعد عروسی این جوری لذتش بیشتر چندتا دلیل دیگه بیار 

مامان بزرگم همیشع یه داستانیو تعریف میکرد که از مامان بزرگش شنیده بود😊 میگفت روزی روزگاری کدخدای یه دهی به خاستگاری دختر کدخدای دهه کناری پدر عروس میگه من نه چیزی میخام نه چیزی میدم  ور دارین دخترو ببرین😳  توراه عروس سوار بر الاغ میخاست بیفته به دوماد میگن افسارو بگیر نیفته   دومادمیگه مفته بزار بیفته  خلاصه هیچ وقت مفت نباشید    حتی شما خانم خونه دار عزیزم😁
اول اشتباهاتشو بگو بگو این کار رو میکنی من اذیت میشم امادگیشو ندارم بهتره فلان کار بشه فلان چیز اتفا ...

اها یعنی بهش میگم سریع نرو کارتو بکن اول منو به اوج برسون بعد

اها یعنی بهش میگم سریع نرو کارتو بکن اول منو به اوج برسون بعد

اره دیگه

مامان بزرگم همیشع یه داستانیو تعریف میکرد که از مامان بزرگش شنیده بود😊 میگفت روزی روزگاری کدخدای یه دهی به خاستگاری دختر کدخدای دهه کناری پدر عروس میگه من نه چیزی میخام نه چیزی میدم  ور دارین دخترو ببرین😳  توراه عروس سوار بر الاغ میخاست بیفته به دوماد میگن افسارو بگیر نیفته   دومادمیگه مفته بزار بیفته  خلاصه هیچ وقت مفت نباشید    حتی شما خانم خونه دار عزیزم😁
احتمالن آقاست طرف


عجب نینی یار تگ کنم؟؟

مامان بزرگم همیشع یه داستانیو تعریف میکرد که از مامان بزرگش شنیده بود😊 میگفت روزی روزگاری کدخدای یه دهی به خاستگاری دختر کدخدای دهه کناری پدر عروس میگه من نه چیزی میخام نه چیزی میدم  ور دارین دخترو ببرین😳  توراه عروس سوار بر الاغ میخاست بیفته به دوماد میگن افسارو بگیر نیفته   دومادمیگه مفته بزار بیفته  خلاصه هیچ وقت مفت نباشید    حتی شما خانم خونه دار عزیزم😁
بهه خدا من دخترم به قران

ترو نه 

مامان بزرگم همیشع یه داستانیو تعریف میکرد که از مامان بزرگش شنیده بود😊 میگفت روزی روزگاری کدخدای یه دهی به خاستگاری دختر کدخدای دهه کناری پدر عروس میگه من نه چیزی میخام نه چیزی میدم  ور دارین دخترو ببرین😳  توراه عروس سوار بر الاغ میخاست بیفته به دوماد میگن افسارو بگیر نیفته   دومادمیگه مفته بزار بیفته  خلاصه هیچ وقت مفت نباشید    حتی شما خانم خونه دار عزیزم😁
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز