دوس دارم خودکشی کنم خانوادم زندگیمو نابود کردن من چند سال قبل با یکی از اقواممون دوس بودم بشدت دوسش داشتم خواستگاری آمد ولی خانوادم مخالفت کردن و از هم جدامون کردن و یکی از اقواممون امد خواستگاریم من راضی به ازدواج نبودم و خانوادم مجبورم کردن ک باهاش ازدواج کنم نامزدم خیلی خسیسه اصلا پیشش نمیتونم خودم باشم باهاش خوشحال نیستم من ۲۱ سالمه و اون ۳۵ سالشه . دارم دیوونه میشم . هرکاری من دوس دارم میگم این کارو انجام بدم میگه ن . مثلا میگم میخوام برم لیزر میگع ینی همه دخترا میرن خواهرش رفته میگم خواهرت هم رفته همه میرن میگه تو یاد نگیر . هیچوقت خانوادمو نمیبخشم . بنظرتون باید چیکار کنم
از خانه قدم به دنیای بیرون بگذارید در حالی که زنانگی تان پشت در جامانده است، تا انسانی در جمع حضور یافته باشد و اندیشه و گفتار و رفتار او مورد توجه و احترام قرار بگیرد نه جلوههای زیبای جسم و زنانگیاش.(امام موسی صدر)
عزیزم میخوای کاری انجام بدی هیچ وقت نگو بقیه انجام دادن بگو خودم دلم میخواد این کارو انجام بدم شوهر منم وقتی بگم بقیه انجام دادن منم میخوام انجام بدم میگه هرکی هر کاری کرد تو نباید بکنی منم از اون به بعد فقط میگم دلم میخواد
خب ببین تو که میبینی نامزدت اینجوریه اصلا هر کاری که میخای بکنی رو احتیاج نیست بهش بگی. میخو ...
اخه پول ندارم بابام از وقتی ازدواج کردم میگه دیگه خرج تو با من نیست به اون میگم که بهم پول بده اونم بخاطر پولش اینجوری میگه از طرفی هم نمیزارن برم سرکار .