من متاهلم دختر بزذگم ۱۲ سالشه
من یه دفترچه خاطرات دارم تو گوشی .اومده بودم هر چی میشد مینوشتم مثلا عاشق این شدم کاش همسرم این خصوصیات داشت و اسم یکی که قبلا هم عاشق بودم موقع هایی که دلم می گرفت مینوشتم حرفمو میزدم
( مشاوره قبلا صحبت کردم گفت برای اینکه خلات رفع بشه بنویس نزار تو دلت بمونه )
دخترم گفت مامان رنزش چیه گفتم هیچی
یهو باز کرده خونده
الانم میگه این کیه نوشتی سرم رو شونت باشه
یه دونه سیلی زدم که چرا فضولی کرده
استرس دارم تو ذهنش از من چی فکرایی کنه
در آینده
الکی گفتم داستان مینویسم 🤦🏼♀️🤦🏼♀️😟