2777
2789
عنوان

عید دیدنی پرماجرای خونه مادرشوهرم

358 بازدید | 17 پست

سلام دوستان

ماجرا اینطوریه که ما ده روز قبل عید به شهر مادر شوهرم اینا رفتیم اما اونجا طبق معمول دعوای شدیدی بین مادر و پدر شوهرم رخ داد و ما با خفت جمع کردیم و اومدیم. طبق برنامه قبلی تا 7ام پیش مادرم اینا شمال بودیم و بعد قرار بودیم بیایم شهر مادر شوهرم اما بخاطر اون دعوا کنسل کردیم و شوهرم گفت من بچه رو یه صبح تا شب میبرم و برمیگردونم و تو نمی‌خواد بیای. اما من خودم گفتم عیب ندارد چون عیده اون صبح تا شب و منم میام تازه براش کادو هم بردیم. اما چون یه روز بود هیچ جا خونه خواهر برادراش نرفتیم عید دیدنی. موقع برگشت بچم نحسی و گریه میکرد و می‌گفت نمیام شوهرمم زورش اومده بود می‌گفت تقصیر توئه نذاشتی بمونیم بیشتر میخواستم برم خونه خواهر برادرام...

حالا میگه بذار مادر پدر تو هم از سفر برگردن(تو یه شهریم) نمی‌ذارم بچمو ببینن درحالیکه اونا هیچ گناهی ندارن...

به نظرتون حق با کیه؟

حق با شوهرت

یا نمیرفتی یا رفتی میموندی الان الکی برای خودتون دعوا راه انداختی

هیچ وقت به آدما نگید"چرا اینقدر میخوابی؟""چرا انقدر جوش میزنی""چرا انقدر چاقی"تا کی میخوای درس بخونی""چرا برای چندرغاز میری سرکار؟""این همه تو خونه میمونی که چی بشه"و....  شایداون بین پریدن از یه ساختمون ۲۰ طبقه ، و بیخیال شدن از کاری که سالهاست براش تلاش کرده ،درس خوندنی که پر از فشار عصبی،فعالیت بدنی که نتیجه رو نمیبینه، بیماری که هر روز باهاش دسته و پنجه نرم میکنه و جنگی که راجع بهش با هیشکی حرف نمیزنه و سعی میکنه پیروز بشه ،.ویه حرف شما ممکنه اون لیوان صبری که با چنگ و دندون نگهش داشته...لبریز بشه.                                      ساعت ۱ بامداد ۹/۲۵ نی نی ام از پیشم رفت🖤😔💔                

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

حق با شوهرت یا نمیرفتی یا رفتی میموندی الان الکی برای خودتون دعوا راه انداختی

بد کردم رفتم؟ اگه نمی‌رفتم کلا بدتر بود که! گفتم سرسنگینی برم و بیام شب نخوابم که طبق معمول با دعوا برگردیم

دیگه وقتی رفتی بهتر بود خونه خواهر برادراشم میرفتی 

من گفتم بریم هرجا یکم بشینیم خودش گفت نمیام اینجوری میخوام هرکدومو یه شب برم حسابی بشینم اما من نمی‌توانستم چند شب بمونم اونجا کوچیکه میشدم

دیگه خونه برادر خواهراش باید میرفتی ،حق داره خب ،خونه خواهر برادرش نرفتی رنجیده  ولی اینکه بخو ...

عزیزم من مشکلی نداشتم برم خودش گفت سرسری دوست ندارم بیام اصلا نریم بهتره

خب مگ خودت شوهرتم نمیخاس شما فقط ی روز اونجا باشید و ب شما گفته بود نمیخاد بیای اصلا؟؟؟

موقع برگشت نگفت بمونیم بیشتر؟یا شما مخالف موندن بودین؟

گر خدا خواهد همی از فرش کشد به عرش دمی💜
خب مگ خودت شوهرتم نمیخاس شما فقط ی روز اونجا باشید و ب شما گفته بود نمیخاد بیای اصلا؟؟؟ موقع برگشت ...

نه گفتم من قرار بود اصلا نرم حالا لطف کردم رفتم حالا زورش اومده چرا بیشتر نموندی در حالیکه مادرش همش دعوا دست می‌کنه هر دفعه میریم با فلاکت برمیگردیم من گفته بودم دیگه محاله بیام. حالا گروکشیش چی؟

گرو کشیشو چیکار کنم؟

بیخیال رفتار کن 

هرچقدر بخوای بفهمونی که اشتباه میکنه بدتر لج میکنه 

بگو باشه حق با توئه که نخواستی تو اون یه روز بری خونه خواهر برادرت والان من بدهکار شدم 

تا چند روز دیگه خودش اروم میشه وبادش میخوابه 

نه گفتم من قرار بود اصلا نرم حالا لطف کردم رفتم حالا زورش اومده چرا بیشتر نموندی در حالیکه مادرش همش ...

خب میگفتی اگ میخاستی هم بیشتر میموندیم خودت نخاستی تازه میخاسی منو نبری

چرا خودت مقصر میکنی

گر خدا خواهد همی از فرش کشد به عرش دمی💜
بیخیال رفتار کن  هرچقدر بخوای بفهمونی که اشتباه میکنه بدتر لج میکنه  بگو باشه حق با توئه ...

خیلی اخلاق گروکشی داره کلا. بخصوص سر مادر پدرم که پیش بچم هستن و پدر مادر خودش که رفتارهاشون باعث میشه آدم اکراه داشته باشه به رفتن اونجا

خب میگفتی اگ میخاستی هم بیشتر میموندیم خودت نخاستی تازه میخاسی منو نبری چرا خودت مقصر میکنی

نه خودش گفت پس یا نیا یا مفصل چند روزه بیا منم گفتم یه صبح تا شب میام برای تبریک عید دیگه خودمو کوچیکه نمیکنم ساکمو ببرم بخوابم بعد با نکبت بزنم بیرون. بد کردم؟

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792