2821
2789
عنوان

میشه کمکم کنید

97 بازدید | 9 پست

سلام من خیلی وقته که توی نی نی سایت هستم اما فقط تاپیک ها رو میخوندم و هیچ وقت عضو نشدم تا امروز. راستش من کلاس نهم هستم. اول سال یه کاری کردم توی مدرسه که هر روز دارم بهش فکر میکنم. اون اول سال من یه روز خیلی اعصابم خورد بود و خیل اعصبانی بودم البته از دست خودم و خانوادم و این زندگی کوفتی. 

یه روز از دوستم کاتر گرفتم و تو مدرسه رو دستم چند تا خط انداختم. فرداش مدیر مدرسمون صدام کرد و گفت که من از طریق دوربین ها فهمیدم که چیکا کردی ولی دروغ میگفت مطمعنم که دوستام گفته بودن بهش. 

خببب

اگر استارتر تاپیکی نیستی که توش پست گذاشتم، رو من ریپلای نزن؛ نظرتم برا خودت نگهدار! بهم درخواست ندین، هرکسی هم که می خواین باشین، حتی اگر می شناسین؛ چون حوصله حال و احوال ندارم.★داری با کی می جنگی؟ من یا خودت؟ درست زندگی کن، تنها می خوابی توی قبرت! و چه تازیانه ها که نخوردیم از زبان های خود عزیز کرده. ببین، آدما واسه این میان تو زندگی هم که به هم کمک کنن؛ اگه قراره کمک نکنن خب نیان! نمی تونی کمک کنی؟ نمی خوای یکیمون برسه و بشه ویترین جفتمون؟ می خوای خودت تنهایی برسی فقط؟ خب این بی منم می شه! بعضی وقتاهم چون راحت به دستت میارن، فکر می کنن که راحت از دستت نمی دن اما اینجوری نیست. این انتظاره که دلیل انتظاره! اگه کسی سعی می کنه از دستت بده بهش کمک کن! من به دردش خوردم هرکیو یکمی ام به دردم خورد. اینجا عشقی نمونده که بیخودی چشم به راهشی، حتی بت کار نمی دن خره، یه خرده زشت که باشی! پوچ شدن انگاری همه، موزیک تنها دلداری منه. آری؛ من از هموطن خود دیدم تهمت و قتل و ریا، چاقو از هم جنس خود خوردم، نه از اجنبی ها...! رفتنی باید بره، با موندنش فقط نگرانی درست می کنه. چیزی که نگرانت کنه ، کنترلت می کنه و اگه کنترل بشی حتما سرعتت پایین میاد، حتما عقب می مونی و اگه عقب بمونی حتما هرز می شی. گنده مال فکره، وگرنه هیکل گنده که تو خرسم بود! کاش کودکانمان را آگاه می کردیم تا جای وحشت، از خطر گذر می کردند و کاش دخترانمان بجای ۷ ساله و ۹ ساله، لااقل ۱۵ ساله شوهر می کردند. سرباز و سربار فرقشون یه نقطه ست اما تفاوتشون یه دنیاست! اونی که فکر فرداشه؛ مجبوره که سرد باشه، مجبوره که تنها شه، شب بیدار، صبح با درد پاشه. نصفه شب، باز من تو عمق تاریکی منتظر نور؛ صبح می شه این شب، باز می شه این در! من فقط صفر و صدم، حد وسطم مرد! خستم از این همه تظاهر به عشق، به دروغ! خستم از آدما و جای شلوغ. می خوام تنها بمونم، با اینکه تنهایی خب روحمو تاریک می کنه.★بالغ که شوی دریابی، یک تو در این دنیایی؛ ترک خلایق گویی، عاقبتش تنهایی..!

خیلی اعصبی شدم و واسه اینکه از دست این مدیر و حرفاش راحت بشم فقط گفتم که با یکی از دوستام قهر بودم و بچگی کردم و فلان تا ولم کنه هر چند میدونم خیلی دلیل بچگونه و مسخره ای براش اوردم 

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

از اون روز دیگ کسی بهم چیزی نگفت ولی معاون مدرسه دبیر ریاضی من هست و از اون روز هر چی میبینمش خجالت میکشم چون واقعا من یه مشکل دیگه ای داشتم سر یه چیز دیگه ای دستمو زده بودم ولی گفتم به خاطر قهر بودن با دوستم الان احساس میکنم منو به ی چشم دیگ نگاه میکنن یه جوری با هام رفتار میکنه 

البته من از نظر درسی همچی کاما بود ترم اول بین 3 نفر اول بودم. ولی نمیدونم چرا از فکرش در نمیام دلم میخواد برم به معاونمون مشکلمو بگم دلیل کار اون روزمو بگم ولی خیلی دیره از مدیرمون هم میترسم خیلی بد اخلاقه 

از اون روز دیگ کسی بهم چیزی نگفت ولی معاون مدرسه دبیر ریاضی من هست و از اون روز هر چی میبینمش خجالت ...

تو دوران مدرسع ما خیلی از بچه ها همچین کارای سمی میکردن ،چیز مهمی نیست بخاطر شرایط سنیتت که همچین فکرای میکنی حساس شدی


کاش حداقل معلم های الان یکم رفتارشون رو بهتر میکردن حداقل اون ها ما رو درک میکردن چون هیج وقت تو خانواده ادم اون طوری که دوست داره نمیتونه زندگی کنه و حرفشو بزنه 

2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز