2777
2789
عنوان

خیلی ناراحتم،

263 بازدید | 8 پست

با خانوادع شوهرم مشکل دارم مخصوصا برادرشوهرم 

از شوهرمم شش ماهه جدازندگی میکنم 

برادرشوهرم خیلی بی ادبه ,اخرین بار بعد درگیری منو شوهرم اومد قرار داد خونه رو فسخ کرد و پول پیش رو پس گرفت چون قرارداد به نام اون بود،بعد من دوباره با صابخونه قرار دادبستم به اسم خودم

حالا دیروز خواهر زادمو برا خرید فرستادم ،دیوونه چون گوشی نداره رمز کارتمم یادش رفته بود .رفته از گوشی برادرشوهرم بمن زنگ زده منم ک نمیدونستم اونه 

بع داداشم گفتم ک این داره بمن زنگ میزنه و داداشم بعش زنگ زده بود و اخر جریان فهمیدیم 

برادرشوهرم ،شوهر خواهرمم هست 

ابجیم دیروز این پیام رو داد: 

ک یاسین( خاهرزادم) گوشی احسان( برادرشوهرم) گرفته 

و بهش گفته به مامانم زنگ میزنم و گرنه احسان اگر میدونست میخواد به تو زنگ بزنه هزار سال بهش گوشی نمیداد!

...
ب خواهرت بگو حالا کاسه داغ تر از آش نشو جلو شوهرتو بگیر  دیدی ک منم رنگش نزدم و دادن داداش زنگ ...

من گفتم یاسین خیلی احمقه باید میدونسته ک من تا هزار سال دیگه جواب احسان رو نمیدم

...

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

من گفتم یاسین خیلی احمقه باید میدونسته ک من تا هزار سال دیگه جواب احسان رو نمیدم

سلام.عزیزم.خوبی؟من تاپیکاتو خوندم.منم شرایطم مثل تویه.با همسرم خیلی مشکل دارم.از خونه موندن افسردگی گرفتم.یه ازمون دارم ولی اصلا نمیتونم بخونم....همش میخوام بخوابم.فقط تو خواب فکرو خیال نمیکنم.تو چطوری میخوندی؟چطوری تمرکز کنم؟؟؟قبلا یبار ازمون دادم و قبول نشدم و الان خیلی سرد شدم.

سلام.عزیزم.خوبی؟من تاپیکاتو خوندم.منم شرایطم مثل تویه.با همسرم خیلی مشکل دارم.از خونه موندن افسردگی ...

سلام 

تو تلگرام بگرد پیدا کن گروه های مربوط به رشته ت رو ک دارن میخونن 

اینجوری هم با منابع اشنا میشی هم ممکنه چند نفر پیدا بشن ک بتونید با هم برنامه ریزی کنید درس بخونید 

من تمام جزوه هایی ک بقیه داشتن تهیه کردم 

بعصی پی دی اف بودن از برادرم پول قرض کردم رفتم کپی گرفتم 

حتی هزینه ثبت نامم رو شوهرم نداد تا این حد بدبخت 

میدونی من با اوضاع بی عرضگی شوهرم و خساستش  و پا به ماه بودنم و تصور اینکه بچم قراره یه عمر حسرت هر چیزی رو بخوره به خودم انگیزه دادم برای خوندن .

ااون خونه ای ک من توش درس میخوندم بخدا عین زندان بود حتی پنجرع نداشت 

شوهرم از صب تا شب دنبال علافی بود و من تنها بودم 

ته ته نا امیدی بودم ک خدا کمکم کرد و کم کم انگیزه گرفتم 

سر جمع دو ماه خوندم روزی دوازده تا چهارده ساعت 

حتی شب قبل ازمون شوهرم دعوا راه انداخت ک فرداش منو نبره 

اون شب تا صبح گریه کردم و به هزار بدبختی خودمو به امتحان رسوندم ،بچم فک کنم یک ماهه بود وقتی امتحان دادم 

اما قبول شدم خداروشکر 


...
سلام  تو تلگرام بگرد پیدا کن گروه های مربوط به رشته ت رو ک دارن میخونن  اینجوری هم با من ...

کاش میتونستم....اصلا نمیتونم از خوابم بزنم.چون افسردگی دارم...حتی حاضرم ناهار و شام نخورم بخوابم.چون باید واس بچم غذا بدم مجبورم بیدار شم...چطور خوابتو تنظیم میکردی؟شاید چون بی ارادم نمیتونم

سلام  تو تلگرام بگرد پیدا کن گروه های مربوط به رشته ت رو ک دارن میخونن  اینجوری هم با من ...

عزیزم شبا ساعت چند میخوابیدی؟صبحا از ساعت چند شروع میکردی؟من اینقدر درمونده شدم شدم پوست و استخوون.صورتم رنگ و رو نداره.همش استرس دارم...واس همین زیاد میخوابم

عزیزم شبا ساعت چند میخوابیدی؟صبحا از ساعت چند شروع میکردی؟من اینقدر درمونده شدم شدم پوست و استخوون.ص ...

من هفت صبح تا نه شب 

البته استراختم داشتم 

ده شب میخوابیدم

...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792