2777
2789
عنوان

اومد

73 بازدید | 3 پست

خواهرم اومده خونه بابام محل زندگیش شهر دیگه هست 

وقتی میاد اگه نریم خونه بابام ناراحت میشه بریم هم ناراحت میشه 

من و یه خواهردیگرم که تو شهر خودمون هستیم وقتی اون خواهرمون میاد گیج میشیم آخرشم سر شوهرا خالی میکنیم و دعوامون میشه 

امروز اومده و من هنوز نرفتم دارم آماده میشم برای جنگ

فرصت دادم بخشیدم خدا جهنم زندگیم رو بهشت کرد خدایا شکرت 

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

چرا ناراحت میشه؟ مشکلش چیه؟

نریم میگه خواهرام احترام نذاشتن نیومدن

بریم رفتارش یجوریه انگار ما مزاحم هستیم

فرصت دادم بخشیدم خدا جهنم زندگیم رو بهشت کرد خدایا شکرت 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز