2789
عنوان

خواستگار

195 بازدید | 9 پست

سلام بچه ها من 5 ساله با یکی ام دو سال پیش میخواست بیاد خواستگاری مامانش گفت نه ما از یه طایفه دیگه ایم اینا یکی دیگه هزار  دلیل نیومدن ولی ما بازم ادامه دادیم و سال گذشته مامانش راضی کرد که بیان که اونم خودش مامانش و دوستش اومدن آشنایی مامانش اولاش راضی بود نمیدونم بعدش خاله هاش و داییش نشستن پای مادرش که نه ما با این طایفه وصلت نمیکنیم ما خان هستیم اینا رعیتای قدیم هستن اینم بگم خان یه طایفه قدیم هست اینا اسمش مونده روش بعد ما از همههه لحاظ تحصیل خانواده مالی از اونا سریم. از طرفی همو خیلی دوس داریم سنم میره بالا چیکار کنم خانوادش راضي نیست میگه مامانم نمیخواد من ازدواج کنم بابام بهش فرصت داد گفت تا فلان موقع اومدی نیومدی دختر منو آلاف نکن ولی نیومد یه زنگ هم به بابام نزد الان بهش میگم بعد 5 سال تکلیف منو مشخص کن میگه برامن وقت تعیین نکن بخدا به عشقش شک ندارم ولی حس میکنم این تا آخر عمر فقط میخواد حرف بزنه و میخواد من نرم از طرفی میگه تنهایی بابات دختر نمیده چیکار کنم

کات کن

یکم در مورد خودم توضیح بدم «به نام خدا هستم، از بچگی بزرگ شدم، تو بیمارستان به دنیا اومدم، صادره از شهرمون، همونجا بزرگ شدم، چند سال سن دارم، بابام مَرد بود، تو دوران کودکیم بچه بودم، با رفیقام دوست شده بودم، به دوست داشتن علاقه دارم، قصد ازدواج نه دارم، بعضی شبها که می خوابم خواب می بینم، تو خونمون زندگی می کنیم، تا حالا نمردم و...»

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز