خودمکه تو همون۱۵ سالگی فامیل بودیم و اونم منو دوست داشت از ترس بابام باهاش حرف نزدم یه سالی سعی کرد اوکی بشه با این که عاشقش بودم ولی میترسیدم بعد دیگه با خانوادش رفتن المان الان اونجا پزشکی میخونه
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
.single. هستم اگر می روم خوشتر ازین پند نیست // بسته به زنجیر را لیک خوش آیند نیست // // عمر گذر کرده را غرق تماشام شدم////سینه کشان همچو موج، راهی دریا شدم//☆ https://rubika.ir/kia365365 ali365365kia@gmail.com
عشقی که بخاطرش زیاد درد کشیدم فانیل بود از بچگی میخواستمش، خوشحالم پدرم و بقیه مانع شدن بهش نرسیدم چون فهمیدم فرد بیشعوریه. خدا بهم نشون داد که دیگه حسرتش و نخورم و فراموشش کردم کلا
چقدر حالم بد بود رفته بودیمفرودگاه بدرقه کنیم یکی از سخت ترین روزای عمرم بود بچه بودیم دیگه دوتامونم گریه کردیم خیلی شیک دست داد گفت خدافظ موفق باشی و فلان😂😂