2821
2789

مادر شوهرم نامزدیمو تا‌چهار سال بعد ازدواجمو زهر کرد

در حدی که شوهرم یادش نبود زن داره و هر بلایی سرم میاورد

خلاصه که عزمم رو جزم کردم و با سیاست شوهرمو کردم پشتوانه خودم ولی گذشت و گذشت تا دخترش ازدواج کرد...خانواده شوهرش دقیقا همون کار هایی رو باهاش میکنن که اینا با من کردن(شاید حتی بیشتر)

اسمم مهساس نام کاربریمم بخاطر اسممه...همین!

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

هیچ ندیدم....یکی پول بابامو خورد عزت واحترامش بیشترشد (همه فهمیدن ولی هنوزم همون آقایی هست ک بود)یکی نزاشت مادرمبچه داربشه سن خر پیره رو داره وقتاییکه از تنهایی نالانم میگم خدایا اینو ببر پیش خودت بفهمه تنهایی ینیچی ولی خداهم هیچ تمام کس وناکس دورش هستن کیف میکنه فقط منو مادرمیم ک تنهاییم .تازگیا یکی روانمو خراب کرد اومدم از حقم دفاع کنم یچی هم بدهکار شدم اونم عزیز بود عزیزترشد...

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792