فکرای مالیخولیایی دارم یه مدت وسواس بیماری دارم مثلا وسواس ام اس و بیماری های سخت پدرم در اومد از فکر بعدش مثلا دو ساعت بعد این که دو تا از دوستامو دیدم به علت سرعت زیاد ۱۷۰ اینا و کورس گذاشتن با یکی از دوستاشون که منم میشناختم دوستشون رو تصادف کردن فوت شدن بعد میگم نکنع من نحس و شوم بودم بس کع گقتم یواش برین فاز منفی دادم یا مثلا نکنه چون شبش اسم دوست مشترکمون که باهاش کورس گذاشتن رو اتفافی اوردم بعد یادش افتادن باهاشون رفتن بیرون و کورس گذاشتن با این که میدونم اینا خودشون ظهر قبل از حرف من همو دیده بودن از این ایجور وسواسا دارم وسواس اسیب زدن به دیگران
یا مثلا میرم تو فکر میگم نکنه چند سال پیش بطری اب دوستم حوردم زگیل دهانی داشته من بگیرم رفتم کلی پول دادم واکسن زدم همش دارم دهنم رو با نور چک میکنم مدام یه افت بزنم غوغا به پا میکنم همش توهم اسیب زدن به دیگران و مریضی دارم
خدایی به نظرت فکرام الکیه؟ الکی دارم زندگیمو خراب میکنم؟